تبليغاتX
دنج آباد

RSS

دنج آباد
You read my heart Statistics

چهارشنبه 12 خرداد1389

مادرم!

 

 

در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست

مادرم! دعایم کن که با دعایت ، دلم خانه دردها نیست

عزیزترین عزیزانم ، روزت مبارک . . .






نوشته شده توسط Memol در ساعت 17:13

شنبه 28 فروردین1389

زندگی...
 

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساكت غم خوردن نیست ...

حاصلش تن به قضا دادن و اقسردن نیست ...

اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست... زندگی خوردن و خوابیدن نیست ...

زندگی جنبش جاری شدن است ...

زندگی کوشش و راهی شدن است ...

از تماشاگه آغازحیات تا به جایی كه خدا می داند...

زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف،

 یادمان باشد اگر گل چیدیم، عطر و برگ و گل و خار، همه همسایه دیوار به دیوار همند.

دکتر علی شریعتی






نوشته شده توسط Memol در ساعت 20:1

پنجشنبه 5 فروردین1389

عيدتون مبارك

گر تو سبزی، سبزم 
گر تو شادی، شادم 
وطنم، ایرانم 
عید آن روز مبارک بادم 
که تو آبادی و من آزادم ...


سال نو رو به همه تبريك ميگم و واسه همه بهترين ها رو آرزو دارم

اينم عيدي , آهنگ نوروز با صداي دلنشين شكيلا تقديم به شما

 اميدوارم سال خوبي داشته باشين 





نوشته شده توسط Memol در ساعت 2:4

سه شنبه 25 اسفند1388

فلسفه چهارشنبه سورى به روایت سياوش اوستا!



سور به معناى ميهمانى و جشن مى باشد و اما چرا چهارشنبه سورى و چرا آتش برافروختن و چرا از روى آتش پريدن؟
براساس سروده هاى پيروز پارسى، حكيم فردوسى، سياوش فرزند كاووس شاه در هفت سالگى مادر را از دست مى دهد.
پادشاه همسر ديگر را برمى گزيند، سودابه كه زنى زيبا و هوسباز بود عاشق سياوش مى شود:
يكى روز كاووس كى با پسر
نشسته كه سودابه آمد ز در
زنـاگـاه روى سياوش بديد
پرانديشه گشت و دلش بردميد
زعشق رخ او قرارش نماند
همه مهر اندر دل آتش نشاند


سودابه در انديشه بود تا به گونه اى سياوش را به كاخ خويش بكشاند، دختر زيبا و جوان خود را
بهانه حضور سياوش كرده و او را فرا خواند:
كه بايد كه رنجه كنى پاى خويش
نمائى مرا سرو بالاى خويش
بياراسته خويش چون نوبهار
بگردش هم از ماهرويان هزار
آنگاه كه سودابه سياوش را در كاخ خويش يافت به او گفت:
هر آنكس كه از دور بيند ترا
شود بيهش و برگزيند ترا
زمن هر چه خواهى، همه كام تو
بر آرم ، نپيچم سر از دام تو
من اينك به پيش تو افتاده ام
تن و جان شيرين ترا داده ام


سودابه پس از اين كه از مهر و عشق خود به سياوش مى گويد و همزمان به او نزديك مى شود.
ناگاه او را در آغوش كشيده و مى بوسد
سرش تنگ بگرفت و يك بوسه داد
همانا كه از شرم ناورد ياد
رخان سياوش چو خون شد ز شرم
بياراست مژگان به خوناب گرم
چنين گفت با دل كه از كار ديو
مرا دور داراد كيوان خديو
نه من با پدر بى وفائى كنم
نه با اهرمن آشنائى كنم


سياوش با خشم و اضطراب و دلهره به نامادرى خود گفت: 
سر بانوانى و هم مهترى
من ايدون گمانم كه تو مادرى


سياوش خشمناك از جاى برخاسته و عزم خروج از كاخ سودابه را كرد.
سودابه كه از برملا شدن واقعه بيم داشت داد و فرياد كرد و درست بسان افسانه يوسف و زليخا دامن پاره كرده و گناه را به سياوش
متوجه كرد و چنانچه در نمايشنامه افسانه، افسانه ها نوشتيم، اكثر افسانه هاى سامى، افسانه هاى شاهنامه مى باشد كه رنگ
روى سامى گرفته است و نيز در آئين اوستا نوشته ايم كه كتاب اوستا يك كتابخانه كتاب بوده است كه تاريخ شاهان ايران يكى 
از ۱۲۰ جلد كتاب، كتابخانه اوستا مى باشد و چگونگى به نظم آوردن آن را توسط فردوسى در زندگينامه پيروز پارسى، يعنى
حكيم ابوالقاسم فردوسى شرح داده ام، بارى سياوش به سودابه مى گويد كه پدر را آگاه خواهد كرد:
از آن تخت برخاست با خشم و جنگ
بدو اندر آويخت سودابه چنگ
بدو گفت من راز دل پيش تو
بگفتم نهانى بد انديش تو
مرا خيره خواهى كه رسوا كنى؟
به پيش خردمند رعنا كنى
بزد دست و جامه بدريد پاك
به ناخن دو رخ را همى كرد چاك
برآمد خروش از شبستان اوى
فغانش زايوان برآمد بكوى


در پى جار و جنجال سودابه، كيكاووس پادشاه ايران از جريان آگاه شده و از سياوش توضيح خواست
سياوش به پدر گفت كه پاكدامن است و براى اثبات آن آماده است تا از تونل و راهرو آتش عبور كند.
سياوش گفت اگر من گناهكار باشم در آتش خواهم سوخت و اگر پاكدامن باشم از آتش عبور خواهم كرد
سراسر همه دشت بريان شدند
سياوش بيامد به پيش پدر
يكى خود و زرين نهاده به سر
سخن گفتنش با پسر نرم بود
سياوش بدو گفت انده مدار
كزين سان بود گردش روزگار
سرى پرز شرم و تباهى مراست
سياوش سپه را بدا نسان بتاخت
تو گفتى كه اسبش بر آتش بساخت
زآتش برون آمد آزاد مرد
لبان پر ز خنده برخ همچو ورد
چو بخشايش پاك يزدان بود
دم آتش و باد يكسان بود
سواران لشكر برانگيختند
همه دشت پيشش درم ريختند

سياوش به تندرستى و چاپكى و چالاكى به همراه اسب سياهش از آتش عبور كرد و تندرست بيرون آمد.
يكى شادمانى شد اندر جهان
ميان كهان و ميان مهان
سياوش به پيش جهاندار پاك
بيامد بماليد رخ را به خاك
كه از نفت آن كوه آتش پَِـرَست
همه كامه دشمنان كرد پست
بدو گفت شاه، اى دلير جهان
كه پاكيزه تخمى و روشن روان
چنانى كه از مادر پارسا
بزايد شود بر جهان پادشا
سياوخش را تنگ در برگرفت
زكردار بد پوزش اندر گرفت
مى آورد و رامشگران را بخواند
همه كام ها با سياوش براند
سه روز اندر آن سور مى در كشيد
نبد بر در گنج بند و كليد!


اين اتفاق و آزمايش عبور از آتش در بهرام شيد (سه شنبه) آخر سال روى داده بود و از چهارشنبه تا ناهيد شيد (جمعه يا آدينه)
جشن ملى اعلام شد و در سراسر كشور پهناور ايران به فرمان كيكاووس سورچرانى و شادمانى برقرار شد. 
و از آن پس به ياد عبور سرفرازانه سياوش از آتش همواره ايرانيان واپسين شبانه بهرام شيد (سه شنبه شب)
را به ياد سياوش و پاكى او با پريدن از روى آتش جشن مى گيرند.






نوشته شده توسط Memol در ساعت 17:51

سه شنبه 18 اسفند1388

شهريار

ميدونم دير شده ولي امروز صبح وقتي ديوان شهريار رو تو قفسه ديدم يهو يادم افتاد كه روز شهريار گذشته حالا امروز درسته 16 اسفند نيست ولي من ميخوام از شهريار بگم , شاعر شهر و ديارم ,شهریار .

شهريار شاعری عاشق بود كه شعر او جلوه ای از پاكی وجود و تبلور حقیقی احساس بود. با آن دلی كه غزال چابك دشت های غزل بود، می خرامید و چشم زیبا دوستِ «شاعـری» را به خود وا می داشت. آن جا كه در دامـن دل انگیز «حیـدر بابا» طنیـن می افكند، دل هر عاشق وارسته ای به آن سو می شتافت.

او در سیر پر دامنه خویش، در سلوك عاشقی تا بدان جا پیش رفت كه سزاوار دریافت خرقه از دستان مرشد طریقت گشت؛ اما فروتنی و خاكساری اش او را به عالم شاعری فرا خواند. روح پر تلاطم و پر تكاپوی نغز پرور او را می ستایم. اينم يه شعر بسيار زيبا از شهريار كه خيلي قشنگه و ازش خيلي خاطره دارم تقديم به شما


پس اي اعجوبه ي خاكي خدا هم ميتواني شد


... كرم را بين كه موجود حقيري چون تو خاكي را 

خدا با چنگك غيبي گرفته مي كشد بالا 

اگر مصداق بودي از "نفخت فيه من روحي" 

به جايي مي ري كانجا مقام قاب قوسين است

 مقام انبيا , رضوان , مقام ايده آل انس و جان يابي 

بدين سودا كشيدستي به دوش دل 

هزاران سال بار سخت و سنگين امانت را

 امانت يا همانا سهمگين كوه هواي نفس 

اگر آنجا رسي ديگر به حق حق كه خواهي شد همه حق , به حق ملحق

 وصال جاودان يابي بلي اي عاشق شيدا 

در آن اعلاء و عليين , به روز محشر كبري 

چو از عقل مجرد نيز قالب را تهي كردي 

به جز نور خدايي از تو ديگر هيچ باقي نيست 

خودي رفته , خدا مانده , نه محبوس مكاني و نه محدود زمان , ديگر 

پس اي اعجوبه ي خاكي خدا هم مي تواني شد



"نفخت فيه من روحي" اشاره به دميدن روح خدا به انسان
قاب قوسين اشاره به فاصله ي بين خدا و پيامبر در معراج به اندازه ي فاصله ي دو ابرو






نوشته شده توسط Memol در ساعت 11:25

دوشنبه 3 اسفند1388

فرق تهران و توكيو


عکس زير از دفتر مدير گروه معماري دانشگاه تهران گرفته شده است 

اين دو عكس زير از دفتر مديريت دانشگاه توكيو گرفته شده است ( روي دستگيره درب نوشته : درب زدن لازم نيست لطفا بياييد داخل)






نوشته شده توسط Memol در ساعت 0:29

یکشنبه 2 اسفند1388

Interview with GOD

 

گفتگو با خدا

I dreamed I had an Interview with god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم .

So you would like to Interview me? "God asked."

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

If you have the time "I said"

گفتم : اگر وقت داشته باشید .

God smiled

خدا لبخند زد

My time is eternity

وقت من ابدی است .

What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

Go answered ….

خدا پاسخ داد ...

That they get bored with childhood.

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند .

They rush to grow up and then long to be children again.

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .

That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.

And then lose their money to restore their health.

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .

By thinking anxiously about the future. That

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند .

They forget the present.

زمان حال فراموش شان می شود .

Such that they live in neither the present nor the future.

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال .

That they live as if they will never die.

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد .

And die as if they had never lived.

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .

God's hand took mine and we were silent for a while.

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .

And then I asked …

بعد پرسیدم ...

As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟

God replied with a smile.

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .

To learn they cannot make anyone love them.

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .

What they can do is let themselves be loved.

اما می توان محبوب دیگران شد .

learn that it is not good to compare themselves to others.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .

To learn that a rich person is not one who has the most.

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .

But is one who needs the least.

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.

یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم .

And it takes many years to heal them.

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .

To learn to forgive by practicing forgiveness.

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن .

To learn that there are persons who love them dearly.

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند .

But simply do not know how to express or show their feelings.

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند .

To learn that two people can look at the same thing and see it differently.

یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.

یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .

They must forgive themselves.

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

And to learn that I am here.

و یاد بگیرن که من اینجا هستم .

Always

همیشه

اثری از ریتا استریکلند






نوشته شده توسط Memol در ساعت 21:47

یکشنبه 25 بهمن1388

آیین روز عشاق در ایران باستان

 

گذشته از این در ایران باستان نیز جشن مژدگیران که گاهی در کتب به نامهای مرد گیران و یا جشن گل نیز نامیده شده است, در روز اسپندارمزد در ماه اسفند برگزار می شده که بنا به گاه شمار پیشین زردشتی روز پنجم از آغاز اسفند و بنا به تقویم امروزین روز بیست ونهم از بهمن می شود .

 

 در این روز که روز بزرگداشت ایزد اسپندارمزد یا همان فرشته نگهبان زنان است .زمام امور به دست زنان می افتاده و گاه دیده می شده که حتی شاه نیز در معیت زنان خود در انظار عمومی ظاهر می شده است .

در این روز زنان به خواستگاری مرد دلخواه خود می رفتند و از او تقاضای ازدواج می کردند (وای چه خوب بوده) و مردان به همسر و یا معشوق خود هدیه و گل اهدا می کردند 

به نحوی می توان فاصله 25 تا 29 بهمن را  جشن عاشقان نامید .


روز عشق برتمام عاشقان مبارك






نوشته شده توسط Memol در ساعت 16:1

شنبه 24 بهمن1388

بیانیه رسمی گوگل در مورد قطع دسترسی به Gmail در ایران


طبق خبری که در پایگاه گوگل منتشر شد، این شرکت ضمن تایید خبر مسدود شدن سرویس پست الکترونیکی خود، بیانیه رسمی خود را در مورد وقایع اخیر اینترنت ایران و قطع کامل دسترسی کاربران ایرانی به سرویس جیمیل (و جدیدا، کل وب سایت گوگل!) منتشر کرد. متن اصلی بیانیه به این شرح است:

gmail-logo2.jpg

WASHINGTON -- Iranian users are having trouble accessing Gmail, Google said following a report that Iran's telecommunications agency had permanently suspended the Internet giant's email service.
"We have heard from users in Iran that they are having trouble accessing Gmail," Google said in a statement on Wednesday.
"We can confirm a sharp drop in traffic and we have looked at our own networks and found that they are working properly," the Mountain View, California-based company said. "Whenever we encounter blocks in our services we try to resolve them as quickly as possibly because we strongly believe that people everywhere should have the ability to communicate freely online," Google said.
"Sadly, sometimes it is not within our control," it added.

طبق این بیانیه و بنابه گزارشی از سازمان ارتباطات راه دور ایران، دسترسی به سرویس ایمیل این غول اینترنتی به طور دائم به حالت تعلیق درآمده است. گوگل گفت: ما از کاربران در ایران شنیده ایم که آن ها در دسترسی به جميل با مشکل مواجه اند. در ادامه این بیانه آمده است: ما افت شدید ترافیک را تایید می کنیم و با بررسی شبکه های خود به این نتیجه رسیده ایم که آن ها به خوبی کار می کنند. گوگل همچنین گفت: هرگاه ما در سرویس های خود به مشکل بر بخوریم، هرچه سریع تر سعی در رفع آن مشکل می نماییم چرا که شدیدا معتقدیم مردم همه جای دنیا باید توانایی ارتباط آزاد آنلاین را داشته باشند و در انتها بیان کرد که: متاسفانه گاهی اوقات مشکلات پیش آمده خارج از کنترل ماست.

لازم به ذکر است که این بیانیه، در پی گزارش وال استريت ژورنال مبنی بر تعلیق دائم سرویس جیمیل در ایران جهت رو آوردن کاربران ایرانی به استفاده از ایمیل ملی صادر شده است. 






نوشته شده توسط Memol در ساعت 14:44

چهارشنبه 21 بهمن1388

انتشار فارسی‌نت 1.0

باز هم ايرانيان خواستند و توانستند , شايد  براي خيلي از برنامه نويس هاي ايراني  اينكه يه روز با زبان مادريشون كدنويسي كنن در حد توهم و آرزو بود ولي امروز ثابت كردند كه خواستن توانستن است  و در نهايت آفريدند فارسي نت را...

فارسی‌نت حاصل ماه‌ها مطالعه، طراحی و برنامه‌نویسی است. سی‌شارپ، دلفی و اسکویک (اسمالتاک) بر طراحی این زبان موثر بوده‌اند، اما حقیقت این است که فارسی‌نت یک زبان کاملا فارسی (پارسی) است. به‌نظر می‌رسد این اولین باری باشد که موضوع طراحی یک زبان برنامه‌نویسی فارسی با این وسعت مورد مطالعه قرار می‌گیرد. در این پروژه پیاده‌سازی نسبتا کاملی نیز از فارسی‌نت صورت گرفته و حداقل‌های یک محیط توسعه مجتمع برای آن فراهم شده است.

فارسی‌نت یک زبان شی‌گرا برای محیط دات‌نت است و فقط در حالت مدیریت‌شده (با امکانات جمع‌آوری آشغال) اجرا می‌شود. نحو این زبان ابتکاری است اما معنای ساختارهای آن بیشتر شبیه سی‌شارپ است.

 مروری بر نحو فارسی‌نت

اولین برنامه

برنامه زیر واژه سلام را می‌نویسد:

 

 

عملگرها

فارسی‌نت دو دسته عملگر دارد؛ عملگرهای ریاضی (با شرکت‌پذیری معمول در ریاضیات) و عملگرهای فارسی (با شرکت‌پذیری راست‌به‌چپ).

 

 

دستورات

دستورات با نقطه‌ویرگول جداسازی می‌شوند. «مر» بیان و دستور را جدا می‌کند. دنباله دستورات درون آکولاد قرار می‌گیرد.

برنامه زیر، اعداد اول کوچکتر از 100 را می‌نویسد.

 

شی‌گرایی

مدل شیئی فارسی‌نت شبیه سی‌شارپ است. در برنامه زیر رده (کلاس) دانشجو از رده شخص ارث می‌برد.


ولي خودمونيم كدنويسي به زبان فارسي هم سخته ها !!!!






نوشته شده توسط Memol در ساعت 16:31

جمعه 16 بهمن1388

چند سوال در مورد مرد ها ؟؟؟

البته در ابتدا از تمام آقايون عذر ميخوام   

چرا خدا مردها را آفرید

1.       هدف خاصی نبود 

2.      گِل اضافه مونده بود

3.     نسخه آزمایشی بود

4.     اصلا کار خدا نبود

 

چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟

1.       از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند

2.      مگه ما روی زمین مرد هم داریم

3.     وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد

4.     حالا چه عجله ایه؟

 

اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟  

1.       چیز خاصی نمی آفرید

2.      پیراشکی

3.     خروس دریایی

4.     فضای خالی  

 

اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟

1.       مگه قراره اتفاقی بیافته

2.      خارشتر کویر لوت که آفت نداره

3.     اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد

4.     یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر 

   

چه وقت مردها عاشق می شوند؟

1.       چه وقت مردها عاشق نمی شوند!

2.      هر وقت مامانشون بگه

3.     چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند

4.     یک روز از همین روزا 

 

مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟   

1.       در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند

2.      جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه .(قانون 4 نیوتن)

3.     بستگی تام و تمام به میزان تستسترون دارد

4.     رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد

   

مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟  

1.       فنر با ثابت بالا

2.      پارچه استرچ

3.     یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته

4.     کش تیرو کمان  

 

مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟

1.       هر شب

2.      هر وقت که خدا بخواد

3.     هر وقت تستسترون بگه

4.     سایکل تایم خاصی ندارند

   

  مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟

1.       اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن

2.      تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن

3.     به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن

4.     می رن کلاس آمادگی جسمانی

 


بابا به دل نگيرين فقط خواستم يه شوخي كرده باشم



ادامه ی مطلب ...



نوشته شده توسط Memol در ساعت 17:10

پنجشنبه 15 بهمن1388

ماتريس مديريت زمان

در پست قبلي توضیح دادم که در خصوص اولویت بندی فعالیتها مطلبي خواهم نوشت. در این مطلب ماتریس مدیریت زمان را معرفی می کنم. ماتریس مدیریت زمان توسط استفان کاوی در کتابFirst Things First مطرح شده و کاربرد مناسبی برای مدیریت و اولویت بندی فعالیتها داره. بخاطر شکل این ماتریس شما می توانید آن را روی یک مقوا داشته باشید و از Stick Note بر روی آن استفاده کنید یا بر روی یک برگ کاغذ آن را بکشید و با مداد محتویاتش را پر کنید و یا حتی آن را در Excel داشته باشید.


  • بخش یک: تمام فعالیتهایی که در زمان مشخص باید انجام شوند در این قسمت قرار می گیرند.
  • بخش دو:  

    فعالیتهای مهمی که انجامشان الزامیست اما در زمان کوتاه انجام نمی شوند و بیشتر زمانبندی بلندتری دارند.

  •  

    بخش سه: 

    فعالیتهایی که خیلی اهمیتی ندارند اما شما نقشی در بوجود آمدنشان ندارید و باید بتوانید مدیریتشان کنید در غیر اینصورت تبدیل به دامی برای از بین بردن زمان شما خواهند شد.

  •  

    بخش چهار: 

     

    فعالیتهای بیهوده ایست که خود فرد خودش را درگیر آنها می کند و زمانش را از بین می برد. بخشی از عادات منفی می تواند در این قسمت قرار گیرد.






نوشته شده توسط Memol در ساعت 14:45

جمعه 9 بهمن1388

7 نكته كاربردي در مديريت زمان

۱- فعالیتهایتان را ثبت کنید

در تمام راهکارهای مدیریت زمان ثبت کردن فعالیتها اولین کاری است که باید انجام داد. این ثبت کردن می تونه به هر شکلی و با استفاده از هر ابزاری باشه. شما می تونید فعالیتهایتان را در یک دفتر ثبت کنید و یا در نرم افزارهایی مثل Outlook، Google Tasks و یا ابزارهای مشابه کارهایتان را ثبت کنید. اما نوشتن فعالیتهاو گذاشتنشان جلوی چشمتان باعث می شود که بدانید دقیقا چه کاری باید انجام دهید و کاری را فراموش نخواهید کرد.

۲- اولویتها را تعیین کنید

تعیین اولویتها یکی دیگر از موارد مهمی است که در بیشتر راهکارهای مدیریت زمان به آن اشاره شده. تعیین اولویتها به شما یک نظم کاری خواهد داد. درباره تعیین اولویتها در مطلب بعدی یک راهکار عملی معرفی خواهم کرد.

۳- زمانهای موثر خود را بشناسید

منظورم دقیقا از زمان موثر چیست؟ برای هر کسی اتفاق می افته که در ساعاتی از روز پرانرژی تر و با انگیزه تر از دیگر ساعات روز باشد. بعنوان مثال بعضی ها صبح تا قبل از ظهر موثر تر هستند و بعضی ها بعد از ظهر ها. شناختن این زمان به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید بهتر تشخیص دهید که زمان مناسب چه فعالیتی چه موقعی خواهد بود.

۴- میزان زمان هر فعالیت را تخمین بزنید

برآورد زمانی برای هر فعالیت می تواند کمک کند تا تخمین بزنید فعالیتهایتان چع میزان از ساعات روز را به خود اختصاص خواهد داد. این کار می تواند در مدیریت کارهای برنامه ریزی نشده نیز به شما کمک کند. فعالیتها برنامه ریزی نشده بخشی از اتفاقات روز هستند که آگاهی از میزان زمانی که روزانه در اختیار دارید می تواند به برنامه ریزی بهتر برای آنها نیز کمک کند.

۵- فعالیتهای برنامه ریزی نشده را مدیریت کنید

وقتی اتفاق پیش بینی نشده ای رخ می دهد اول درجه اهمیت آن را بررسی کنید. سعی کنید به راه حلها فکر کنید. گاهی باید به چنین کارهایی “نه” گفت و گاهی می توان این کارها را به شخص دیگری واگذار کرد و از کمک دیگران استفاده کرد.

۶- با خودتان ملاقات کنید

در طول روز از طریق ایمیل، تلفن، جلسات حضوری با افراد مختلف برخورد می کنیم. بهتر است زمانی را برای خودتان کنار بگذارید. خودتان از از دنیای آنلاین و برخوردها را جدا کنید و فعالیتهایتان را بازنگری کنید.

۷- توان تمرکز خود را بالا ببرید

مهارت در کنترل تمرکز می تواند نقش مهمی در مدیریت فعالیتهایتان داشته باشد. برای کنترل تمرکز باید عواملی را که باعث از دست رفتن تمركز می شود شناخت.

ادامه مطلب را در پست هاي ديگر پيگيري كنيد .






نوشته شده توسط Memol در ساعت 16:34

سه شنبه 6 بهمن1388

برف نو برف نو سلام


برف نو، برف نو، سلام، سلام!
بنشين، خوش نشسته اي بر بام.
پاکي آوردي - اي اميد سپيد! -
همه آلوده گي ست اين ايام.
راه شومي ست مي زند مطرب
تلخ واري ست مي چکد در جام
اشک واري ست مي کُشد لب خند
ننگ واري ست مي تراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پيرار،
نقش هم رنگ مي زند رسام.

مرغ شادي به دام گاه آمد
به زماني که برگسيخته دام!
ره به هموارْجاي دشت افتاد
اي دريغا که بر نيايد گام!
تشنه آن جا به خاک مرگ نشست
کآتش از آب مي کند پيغام!
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع بر گرفته ايم از کام...
خام سوزيم، الغرض، بدرود!
تو فرود آي، برف تازه، سلام!

                             استاد  احمد شاملو






نوشته شده توسط Memol در ساعت 16:43

شنبه 3 بهمن1388

چه کسی جای چه کسی نشسته؟!



می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت.
در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست.
قبل از شروع جلسه یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل نگرفت و روی همان صندلی نشست.
جلسه داشت شروع می شد و هیات نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد.
جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست.
کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی انگلیس کدام است؟ نه آقای رییس، خوب می دانیم جایمان کجاست اما راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی چه.
او اضافه کرد که سال های سال است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست.

با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت و در نهایت هم انگلستان محکوم شد.


 واقعا به اين مرد بايد گفت سياستمدار ... نظر شما چيه؟؟






نوشته شده توسط Memol در ساعت 16:8

سلام
اينجا دنج آباده
يه جاي خيلي خيلي دنج
يه جايي واسه ممول و اونايي كه ميخوان باهاش همراه بشن
امروز كه ممول اين وب رو شروع ميكنه يه روز خيلي خيلي خوبه
تقريبا ميشه گفت روزه عيده
من اين اتفاق رو به فال نيك ميگيرم
و براي همه خوانندگان اين وب آرزوي شادكامي دارم

ایمیل مدیر : HiMemol@yahoo.com



صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ | تم دیزاینر

.:: Design Theme By : wWw.Theme-Designer.Com ::.